الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
287
شرح كفاية الأصول
آنكه هر جمله شرطيّهاى مفهوم داشته باشد ، جمله مزبور نيز داراى مفهوم خواهد بود ، يعنى اگر عادل خبر آورد ، تبيّن لازم نيست . و امّا ذيل آيه عبارتست از : « أن تصيبوا بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين » اين قسمت از آيه ، مانع از انعقاد مفهوم براى صدر آيه مىشود ، زيرا كلامى كه در ذيل آيه آمده ، تعليل است و لذا عامّ مىباشد ( أن تصيبوا . . . أى : لأن لا تصيبوا . . . ) و به عبارت ديگر : دليل وجوب تبيّن ، آنست كه از روى جهالت ، كارى نكنيد كه پشيمانى به بار آورد ( زيرا قرار بود مطابق خبرى كه وليد از ارتداد قوم بنى المصطلق آورده بود ، به آنها حمله شود ) يعنى اگر پيرامون خبر ، تبيّن و تحقيق نكنيد ، مرتكب عملى مىشويد كه خسارت در پى دارد . « 1 » مرحوم شيخ در بيان اشكالش مىفرمايد : اين تعليل ، مشترك بين خبر فاسق و خبر عادل است ، و همان گونه كه خبر فاسق ، علم نمىآورد و جهالت است ، خبر عادل نيز علم نمىآورد و لذا در مورد خبر عادل نيز بايد تبيّن و تفحّص كرد تا بعد از كشف خلاف ، ندامت و پشيمانى را به همراه نياورد . بنابراين به مقتضاى ذيل ، تبيّن در خبر عادل نيز واجب مىشود . در نتيجه صدر آيه كه شرط است ، مفهوم دارد و ذيل كه تعليل و عامّ است ، مفهوم را نفى مىكند و لذا بين صدر و ذيل ، تصادم و تعارض مىشود ، و در نهايت چون ظهور ذيل ( كه علّت است ) اقوا و اكمل از ظهور صدر ( كه شرط است ) مىباشد ، مقدّم شده و به عنوان قرينه ، مانع از انعقاد مفهوم در صدر مىشود .
--> ( 1 ) . در اينجا لازم است به دو نكته پيرامون فقه اللّغة « تبيّن » و « نبأ » اشاره كنيم . مقصود از « تبيّن » آخرين درجه از تحقيق است به طورى كه بين حقّ و باطل ، بينونت و جدايى حاصل شود ، به اين معنا كه وقتى به مسئله مىنگرد ، حقّ را در يك طرف و باطل را در طرف ديگر ببيند ، نه آنكه حقّ و باطل به هم آميخته باشند و لذا تبيّن به هر جستجو و تحقيقى گفته نمىشود . و امّا مقصود از « نبأ » نيز هر خبرى نيست ، بلكه به خبر مهمّ و حسّاس و سرنوشتساز گفته مىشود . در آيه مورد بحث نيز ، خبر مهمّ اين بود كه وليد ، به خاطر يك سوء تفاهم ، خبر از ارتداد قومى آورد كه واقعا مرتد نبودند ، و لذا خبر او مىتوانست خسارت به بار آورد و بعد از كشف خلاف ، پشيمانى در پى داشته باشد .